حسن حسن زاده آملى
259
هزار و يك كلمه (فارسى)
ملتفت مىشويد ؛ زيرا كه ما گفتيم كلام آن است كه يك معنى و مطلبى را واضح نمايد و همه چيزها وقتى درست دقت كنى اين مطلب را واضح مىكند كه ما خدايى داريم ، همين تسبيح و حرف زدن آنهاست ، از آن مگس و پشهريزه كه خداوند با چشم و گوش و بال و پا و دل و جگر و معده خلق كرده و به طورى كه اعضاى پشه از اعضاى فيل هم بيشتر است با خرطوم و بال و پاى متعدد ، و خداوند نر و ماده خلق كرده آلات نرى و مادگى و رحم و نطفه تمام اينها را در بدن كوچك او قرار داده است به صداى بلند فرياد مىزند : من خالقى دارم حكيم ، ولى گوش لازم است كه بشنود . بعضى عنكبوتهاى كوچك را با ذرّهبين ديدهاند كه پنجاه و صد چشم خداوند در سر آنها قرار داده به آواز بلند مىگويد : خالق من حكيم است ، چطور تار مىبندد و در كمين مىنشيند و مگسها را صيد مىكند . اينها تمام دليل بر حكمت صانع عالم است ، و هكذا ساير امور . دل هر ذره را كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينى هر گياهى كه از زمين رويد * وحده لا شريك له گويد همينطور كه مىتوان گفت : اينها خود سخن مىگويند ، مىتوانيم بگوييم : اين موجودات كلام خدا هستند ؛ زيرا كه خداوند به واسطهء اين موجودات قدرت و حكمت و علم خود را ظاهر ساخته ، هر يك از اينها « كلمة الله » اند ؛ لذا بعضى حكما تمام عالم را « كتاب الله » تكوينى گفته ، در مقابل كتاب تدوينى ؛ يعنى همينطور كه شخص وقتى مطالعه قرآن را مىكند از روى آيات قرآن مىفهمد بزرگى حق و حكمت و وجوب طاعت او را ، همينطور وقتى مطالعه اجزاى عالم را مىكند كه خود آياتى هستند مىفهمد حكمت بالغهء الهيه و وجوب طاعت او را ؛ همينطور كه در قرآن نوشته إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ « 1 » و إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ « 2 » و وَ أَنَّ اللَّهَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ « 3 » إلى غير ذلك ، همين طور در عالم تكوينى
--> ( 1 ) - بقره ( 2 ) : 220 . ( 2 ) - حديد ( 57 ) : 25 . ( 3 ) - نور ( 24 ) : 20 .